السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
803
تعليقات نقض ( فارسى )
صاحب النجوم الزاهرة ( ج 9 ص 199 ) ضمن كسانى كه در 502 مردهاند گفته : « و فيها توفّي الحسني « 1 » العلويّ أبو هاشم رئيس همدان . كان جوادا ممدّحا مموّلا شجاعا صاحب صدقات و صلوات ، صادره السلطان محمّد شاه السلجوقىّ على تسعمائة ألف دينار ، أدّاها في نيّف و عشرين يوما ، و لم يبع فيها عقارا » . ظهير الدين نيشابورى در سلجوقنامه در احوال سلطان محمد بن ملكشاه سلجوقى گفته ( ص 42 - 43 ) : « سلطان محمّد پادشاهى بود عادل خدا ترس عالم دوست امّا بادّخار ميلى تمام داشت احمد [ بن ] نظام الملك در آنوقت دستور او بود قصد امير سيّد ابو هاشم كرد جدّ علاء الدولهء همدان ، از سلطان محمّد پانصد هزار دينار قبول كرد كه ازو حاصل كند به شرط [ آنكه ] سيّد أبو هاشم را بوى دهد پيش از آنكه بهمدان كسى بگرفتن او رود سيّد را خبر شد برنشست و با سه پسر براهى مجهول بيك هفته باصفهان آمد نهانى و از خواصّ سلطان خادمى را طلبيد كه او را پيش سلطان برد لالاقراتكين را تعيين كردند و ده هزار دينار در صرّه حاضر كرد و گفت : اين حقّ خدمت تست امشب مرا به خدمت سلطان برسان بخلوت ، لالاهر گز چندان زر نديده بود متحيّر ماند و گفت : اين زر بسلطان مىبايد داد ؟ - گفت : نه اين خدمت خاصّتر است ، لالا خدمت كرد و به كار او ميان بست و چون مقرّب بود او را هم در آنشب به خدمت سلطان برد سيّد ابو هاشم پير بود و چشمها پوشيده قتلغ خاتون پيش سلطان حاضر بود سيّد ابو هاشم سلطانرا دعا و ثنا گفت و درّى يتيم داشت پيش سلطان نهاد و بگريست و گفت : خواجه احمد مدّتهاست كه قصد من و خانهء من مىكند شنيدهام كه بنده را بپانصد هزار دينار خريده است سلطان عالم روا ميدارد كه فرزندزادهء پيغمبر ( ص ) را بفروشد اكنون اين پانصد هزار دينار را كه او قبول كرده است بنده بهشتصد هزار ميخرد به شرط آنكه او را ببنده سپارد سلطانرا حبّ مال بر حفظ وزير غالب آمد اجابت نمود ابو هاشم خدمت كرد و بازگشت و شحنهء خزانه بر اثر او بيامد براى قبض مال ، چون شحنه خواست كه بسراى سيّد فرود آيد و نزل خواست سيّد گفت : جاى تو كاروانسراست و نفقه از كيسهء خود ؛ چه ترا اينجا چندان مقام باشد
--> ( 1 ) - فى الاصل : « الحسن » .